شهید احمد امیرسبتکی

زندگینامه :
شهید احمد امیرسبتکی فرزند محمد ..نام مادر جواهر امیرسبتکی شهید احمد امیرسبتکی مجاهدی مسلح به سلاح ایمان و پاک باخته ای از تبار اخلاص در سال ۱۳۴۰ در روستای سبتک در خانواده مذهبی ، پا به عرصه وجود گذاشت تحصیلات ابتدایی را در محل تولدش گذراند وبرای ادامه تحصیل دوره راهنمایی به یکی از روستاهای مجاور رفت …

  • شهید احمد امیرسبتکی
  • 1340
  • 1362/08/02
  • 22 سالگي
  • منطقه مریوان
  • گلزار روستای سبتک

زندگينامه

  • شهید احمد امیرسبتکی

    شهید احمد امیرسبتکی فرزند محمد ..نام مادر جواهر امیرسبتکی شهید احمد امیرسبتکی مجاهدی مسلح به سلاح ایمان و پاک باخته ای از تبار اخلاص در سال ۱۳۴۰ در روستای سبتک در خانواده مذهبی ، پا به عرصه وجود گذاشت تحصیلات ابتدایی را در محل تولدش گذراند وبرای ادامه تحصیل دوره راهنمایی به یکی از روستاهای مجاور رفت، بعد از گرفتن مدرک سیکل به دلایلی ترک تحصیل و مشغول کار شدنداز همان ابتدا عشق به بندگی و عبودیت از ویژگی های بارز شخصیت ایشان بود علاقه زیادی به مسجد و جلسات مذهبی و ائمه اطهار داشت ، همیشه سخن از شهادت میگفت و ارزوی شهادت داشت ، از مرگ هیچ هراسی نداشت و روزی با یکی از دوستانش به بهشت زهرای محل رفت و محل دفنش را مشخص می کند و بعد به مادرش میگوید من طرح خانه ام را مشخص نموده ام ومادر غافل از اینکه منظور فرزندش محل دفنش است با بی توجهی از کنارش میگذرد و بعد از شهادتش این رمز برایش تفسیر میشود زنده یاد به عنوان یک بسیجی مومن عازم جهبه ها شد و طی سه مرحله در انجا حضور پیدا کرد تا اینکه در منطقه مریوان در عملیات والفجر ۴ در تاریخ ۱۳۶۲/۸/۲ به درجه رفیع شهادت نائل امدند


    روحش شاد و يادش گرامي باد

خاطرات

  • شهید احمد امیرسبتکی

    خاطره اول
    شهید احمد امیرسبتکی فرزند محمد ....در گردان رزمی بود به خط شلمچه رفتم .یکی از بچه های زرند مرا دید و گفت احمد امیرسبتکی از همشریانتان شهید شده و دستش در کنار سنگر مانده ،جنازه شهید به معراج شهدا انتقال داده شده دست شهید را که یک روز در افتاب شلمچه مانده بود برداشتم و لای پارچه پیچیدم و ادرس را روی ان نوشتم و فرستادم .بعدا از بچه های سپاه و بنیاد شهید شنیدم که دست شهید همراه جنازه دفن شده ..ماجرای دست شهید که از تنش جدا بود مرا به یاد کربلا و دست از تن جدای عباس ابن علی می اندازد .....
    راوی غلامرضا محسن بیگی

    خاطره دوم
    درباره شهید احمد امیرسبتکی زمانی که شهید احمد امیرسبتکی به آرزوی خود یعنی شهادت رسید ودر بهشت زهرای سبتک آرام گرفت پدر شهید تا چهلمین روز شهادت فرزندش وقتی از محل کار به روستا می امدند قبل از ورود به منزل به کنار قبر فرزند شهیدشان می رفتند و با ایشان درد دلی صمیمی داشته و بعد به منزل می امدند یک روز دیدم برخلاف روزهای قبل بهشت زهرا نرفتند و به محض ورود به روستا به منزل رفتند بنده از حس کنجکاوی از پدر شهید سوال کردم چی شده امروز به دیدار فرزند شهیدتان نرفتید پدر شهید فرمودند پسرم احمد فرمودند از این پس من به دیدن شما می ایم و در خانه ویا درگوشه ای از باغ با شما ملاقات میکنم
    راوی سرهنگ پاسدار عباس امیرسبتکی

وصيت نامه

  • شهید احمد امیرسبتکی

مجموعه تصاوير شهید احمد امیرسبتکی