شهيد عباس اثني عشري

زندگینامه :
عباس در روستای ختم سربنان از توابع شهرستان زرند کرمان به دنیا آمد. از کودکی برای تامین مخارج زندگی مشغول به کار شد. پس از چندی به استخدام شرکت زغالشویی زرند در آمد. با شروع جنگ تحمیلی، داوطلبانه از طریق بسیج به جبهه های نبرد حق علیه باطل عزیمت نمود....

  • شهید عباس اثنی عشری
  • 1333
  • 1365
  • 32 سالگي
  • منطقه شلمچه
  • روستای ختم سربنان

زندگينامه

  • شهید عباس اثنی عشری

    عباس در روستای ختم سربنان از توابع شهرستان زرند کرمان به دنیا آمد. از کودکی برای تامین مخارج زندگی مشغول به کار شد. پس از چندی به استخدام شرکت زغالشویی زرند در آمد. با شروع جنگ تحمیلی، داوطلبانه از طریق بسیج به جبهه های نبرد حق علیه باطل عزیمت نمود. در چندین عملیات به عنوان آرپی چی زن شرکت کرد. سرانجام، در عملیات کربلای 5 ، در منطقه شلمچه مورد اصابت ترکش قرار گرفت و بر اثر قطع شدن پا و خونریزی شدید به شرف شهادت نائل آمد. پیکر پاکش در گلزار شهدای روستای ختم سربنان به خاک سپرده شده است. از این شهید عزیز 2 دختر و 3 پسر به نام های ام البنین، معصومه، رضا، حمزه و مهدی به یادگار مانده است. همچنین، وی از خود تعدادی نامه خانوادگی و 4 قطعه عکس به جای گذاشت. (ش.ش-4)

خاطرات

  • شهید عباس اثنی عشری

وصيت نامه

  • شهید عباس اثنی عشری

    اگر می دانید قصد دروغ گوئی و خیانت ندارد و وجداناً راست می گوید طلبش را بدهید اما بعد زمینی که در اکبرآباد می باشد آن را برای بچه ها بگذارید و اگر هشت یکی که به خودت می رسد می توانی تصرف نمائی (8/1) و کاغذ مهریه تو هر چه می باشد می توانید مالیه جدا نمائی بطوریکه خدا راضبی باشد و اگر پدرم چیزی خواست شش یکی که به او می رسد می توانید بدهید. (1/6) ولی کسی تا آن موقعی که شما قیم بچه ها باشید نمی تواند وسایلی که در اختیار شما می باشد حق تصرف و خیانت در آن وسایل را ندارد. و من هرگز راضی نیستم که شما به پای من بنشینید و می توانید به زندگی شیرین خود با دیگری بگذرانی ولی خمس و زکات زمین اکبرآباد =رداخت نشده است و هنگامیکه آن را تقسیم می کنید خمس و زکاتش را نیز بپردازید و موتور سواری (سوزوکی) به هر قیمت شده بفروشید و درباره خرج محتصری که خدا راضی باشد بکیند حدوداً و کلاً ** بیشتر نشود و اما بعد به محمد قاسم به گردنش بیندازید که پول تانکر نفت را از مردم بگیرد و به صاحبش حاج علی میرزائی بپردازد و پولی که از طرف ذوب آهن به بچه هایم می دهند تو ای همسر گرامی تو آن را بگیرد و حق بچه ها را پایمال نکنی و خدا را نیز از خود راضی کن و ناظر خرج کردن من برادرم محمد اثنی عشری و یا پدرم می بایست باشد حتنما عمل شود و من را نیز پشت امامزده جعفر در روستای ختم دفن نمائید و دیگر عرضی ندارم به جز سلامتی شما. متشکرم و در ضمن همسر عزیزم که من شوهر خوبی برای شما نبودم و از شما می خواهم که هر چه در زندگی دیده ای و شنیده ای چه خوب و چه بد به بزرگواری خودتان مرا عفو نمائید